قهرمان ميرزا عين السلطنه

1491

روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى )

براى خدمتانه معطل بود . آن‌طرف چهار صد تومان دادند ماند مال برهان السلطنه . اين سفر من كه پيش‌آمد ، آمد التماس زيادى كرد دويست تومان دادم سيصد تومان قبض داد و با كمال رضايت و ممنونيت به طهران رفت . اسمش ميرزا على خان بود . تبريزى پيشخدمت شاه ، اما ترك معقولى و آدم نجيبى بود . ترك و اجزاء شاه حاليه به اين معقولى تعجب است . سيد تراب را گفتم تا اين سند را ندهى مرخص نيستى به روى . آخر سه روزه صارم ديوان را ضامن داد خيالم آسوده شد و رفت مشغول تهيه و پذيرائى رفتن ما باشد . ميرزا يحيى و آقا حسين غذاهاى خوب درست مىكنند . عوض همه هم منشىباشى مىخورد . طارم حالا خيلى مصفا و خوش‌هواست به جهت نيامدن برف كبك كم است و شكارى نشد . محمد حسين خان مالك چورزه يك قاطر خوب تقديم كرد . بيست و پنج تومان هم به عملهء خلوت [ داد ] . انذر امروز كه چهارشنبه 15 است در انذر « 1 » ده جناب مظفر الدوله هستم . اطاق خوبى ندارد . سبز على بيك نايب دهات مظفر الدوله و ساير رعاياى مظفر الدوله شكايت زياد از عسكر مشهور و سيد تراب آدم برهان السلطنه دارند . خود عسكر و صالح و كليهء اشرار و پدرسوخته‌هاى درام فرار كرده و اموال خود را به جاهاى ديگر سپرده‌اند . اين درام ملك مظفر الدوله است اما از دست اين اشرار چيزى نمىبرد و تمام صرف تفنگچى و نزاع و مرافعه است . مىگويند بيشتر اموال عسكر نزد سيد تراب امانت است و خود او را هم از سيد تراب جدا بخواهيد حاضر مىكند . رسيدگى به اين مطالب را براى رفتن درام گذاشتيم . يك قاطر سه سالهء بسيار خوب از طرف مظفر الدوله تقديم كردند با مبلغى به عمله‌جات . گوهر پنجشنبه 16 - صبح را از انذر سوار شده مه تمام كوه را گرفته بود . كوهها را برف زده بود . در تپه‌ها متفرق شديم . چند زربه تيهو پيدا شد يك دانه فخيم الملك و يك دانه حبيب الله سلطان زدند . شكارگاه خوبى است ، اما امسال بواسطهء نيامدن برف حاليه كم است . نيم فرسنگ راه تا گوهر بود . سيد تراب و صارم ديوان با حمزه ميرزا جلوى ده

--> ( 1 ) - در فهرستهاى جغرافيايى تازه : انزر